خرد در شاهنامه

برخي از باورهاي گذشته هنوز در زندگي امروز تازگي خود را حفظ كرده اند. و هنوز در شكل زندگي ما موثرند. يكي از روزمره ترين آنها معيار انتخاب بين صحيح و خطاست. خيلي ها اعتقاد داشته و دارند كه دست كم بخشي از اين معيار خارج از منطق انسان قرار دارد مثلاُ قوانين آسماني یا عرف-هاي اجتماعي. اما شاهنامه اين ميزان و معيار را خرد مي داند :ا

خرد بهتر از هر چه ایزد بداد .......... ستایش خــــرد را به از راه داد

خرد رهنمای و خرد دلگشای .......خرد دست گیرد به هر دو سرای

 

 

خرد نه استعاره از دنياي ديگري است نه نيرويي كه به خواص نازل گردد بلكه همان نيروي است كه در وجود هر انساني نهفته و با دانش و كوشش گسترش يافته و با راستي اعتبار مي يابد.شادي و ناشادي هر انسان نه به قسمت و قضا و قدر مربوط است و نه به عوالم ديگر. شادي و ناشادي هر انسان دقيقا به  ميزان پيروي هر فرد از خرد است:ا

خرد چشم جانست چون بنگری .......... تو بیچشم شادان جهان نسپری

ازو شادمانی وزویت غمیست ................ وزویت فزونی وزویت کمیست

در جاي جاي شاهنامه، حكيم فردوسي به پيروي از خرد پند ميدهد:ا

کسی کو خرد را ندارد ز پیش .......... دلش گردد از کردهی خویش ریش

هشیوار دیوانـــــــه خواند ورا ............. همــان خویش بیگـــــــانه داند ورا

ازویی به هر دو سرای ارجمند ......... گسسته خـــــــــــــرد پای دارد ببند

نام :


ایمیل :


نظر :